خانه
گاما

درسنامه آموزشی علوم و معارف قرآنی (2) کلاس یازدهم معارف

درس 9: فهم قرآن در آینه ادبیات عرب (1)

بازدید451
تاریخ بروزرسانی1403/11/17

صحت، فصاحت و تجوید حروف ظاء، عین، غین، فاء، قاف و کاف

ظاء: معمولاً با زاء اشتباه می‌شود، و برای تلفظ درست آن، باید زبان بین دندان‌ها قرار گیرد و ظاء نوک زبانی و درشت تلفظ شود، مانند: رَبّیَ العَظیم

با ذال نیز اشتباه می‌شود و برای تلفظ درست آن باید ظاء درشت تلفظ گردد، مانند: وَ هُوَ العَلِیُّ الْعَظِیمُ

همچنین با ضاد اشتباه می‌شود و برای تلفظ درست آن باید در عین درشتی، ظاء نرم تلفظ گردد، مانند: مِنَ الظُّلُماتِ

عین: معمولاً با الف همزه اشتباه می‌شود، و برای تلفظ درست آن، باید غلیظ از ته گلو تلفظ گردد، مانند:

عَلِیًّا ، عَلی ، اَعُوذُ ، نَعبُدُ ، نَستَعِینُ

از نظر فصاحت و تجوید، باید در عین غلظت، عین نرم و نازک تلفظ گردد و از سفتی و درشتی آن پرهیز شود، مانند: أَنعَمتَ ، عَلَیهِم

غین: گاهی با قاف اشتباه می‌شود و برای تلفظ درست آن، باید غین، نرم، قابل کشش و امتدادپذیر تلفظ گردد، مانند: غَیرِ المَغضُوبِ ، اَستَغفِرُ اللهَ

گاهی با گاف نیز اشتباه می‌شود و برای تلفظ درست آن، باید غین، نرم و عقب‌تر تلفظ گردد، مانند: غیر المغضوبِ ، اَستَغفِرُ الله

از نظر فصاحت و تجوید، غین مفتوح یا ساکن، باید درشت تلفظ شود، مانند:

غَیرِ المَغضوبِ ، اَستَغفِرُ اللهَ ، وَاستَغفِرهُ

در سوره مبارکه آل عمران، آیهٔ 8، در جمله «رَبَّنا لا تُزِغ قُلُوبَنا» غین ساکن نزد قاف، ادغام نمی‌شود، بلکه کاملاً بیان می‌گردد.

فاء: معمولاً درست خوانده می‌شود، ولی از نظر فصاحت و تجوید، نباید فاء درشت تلفظ گردد. همچنین نباید فاء خیلی نرم و به واو فارسی مایل شود، بلکه باید با مقداری دمش لب با دندان تلفظ گردد، مانند: الفَلَاحِ ، کُفُوًا ، وَالفَتحُ

در اصطلاح تجوید، به دمش لب با دندان، نَفخ می‌گویند.

قاف: با غین اشتباه می‌شود و برای تلفظ درست آن، باید قاف از ته گلو، محکم و غیر قابل کشش تلفظ گردد، مانند: قد ، قامَتِ ، المُستَقِیمَ

گاهی قاف با گاف نیز اشتباه می‌شود، و برای تلفظ صحیح آن، باید از ته گلو تلفظ گردد، مانند: قُل ، غاسِقٍ ، قُرَیشٍ

از نظر فصاحت و تجوید، قاف مفتوح، باید درشت تلفظ شود، مانند: خَلَقَ ، القَدرِ ، قَبلُ

قاف ساکن نیز، باید درشت و با تکان کوچکی (قلقله) تلفظ شود، مانند: أَقعُدُ ، یَقبَلُ ، مُقتَدِرٍ

در حالت وقف که قاف ساکن می‌شود نیز، با قلقله تلفظ می‌گردد، مانند:

بِرَبِّ الفَلَقِ بِرَبِّ الفَلَقِ ، وَ تَواصَوا بِالحَقِّ  وَ تَواصَوا بِالحَقِّ

در سوره مبارکه مُرسَلات، آیه 20 «الَم نَخلُقکُم مِن ماءٍ مَهِینٍ» قاف ساکن در کاف ادغام می‌شود.

کاف: معمولاً درست خوانده می‌شود، ولی از نظر فصاحت و تجوید، باید کاف تیز و ظریف تلفظ شود و به چ مایل نگردد، مانند: مالِکِ ، اِیّاکَ

البته خیلی تیز و شبیه گاف نیز مناسب نیست، مانند: کانَ ، لِرَبِّکَ

کاف ساکن قلقله ندارد و تکان داده نمی‌شود، مانند: اَکبَرٌ ، ذِکرٌ

تمرین: آیات درس و اذکار نماز را با رعایت فصاحت و تجوید حروف بخوانید.

فهم قرآن در آینه ادبیات عرب (1)

گام اول در فهم: شناخت معنای لغت

این آیات را ترجمه کنید.

1- تَبَّت یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ (مسد، آیهٔ 1)
2- وَالنَّجمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ (الرحمن، آیهٔ 6)
3- قَالَتِ الْأَعرَابُ آمَنَّا قُل لَم تُؤمِنُوا (حجرات، آیهٔ 14)
4- أَو مِسکِینًا ذَا مَترَبَةٍ (بلد، آیهٔ 16)

حال ترجمه‌های خود را با یکدیگر مقایسه کنید. چه تفاوت‌های آشکاری در آنها می‌بینید؟ فکر می‌کنید دلیل این تفاوت‌ها چیست؟

در درس گذشته با رویکردهای مختلف در تفسیر قرآن آشنا شدیم. هر مفسر با هر رویکردی که پذیرفته باشد، مراحلی را در تفسیر قرآن طی می‌کند. اولین و مهمترین گام، که در میان تمامی رویکردها مشترک است، فهم معنای دقیق واژگان است.

قرآن در بیان مقاصد خود از واژگان رایج در میان عرب زبانان زمان نزول استفاده کرده است که مفسر برای دریافت این مقاصد، ابتدا باید معنای تمام واژگان (اسم‌ها، افعال و حروف) را کشف کند.

مفسر برای فهم معنای واژگان به فرهنگ‌ها و لغت‌نامه‌های عربی مراجعه می‌کند. در این کتاب‌ها، معنای واژگان به زبان عربی معاصر یا دیگر زبان‌ها مانند فارسی بیان شده است. مفسر با بررسی معنای یک واژه در لغت‌نامه‌های گوناگون برای کشف دقیق‌ترین معنا به اجتهاد دست می‌زند. او در این اجتهاد، تنها به فهم لغت‌شناسان تکیه نمی‌کند و دیگر قرائن را مانند کاربردهای واژه در قرآن یا کلام عرب یا معنای واژه در روایات تفسیری را نیز مورد توجه قرار می‌دهد. اگر اجتهاد مفسر ناکافی باشد و یا مبتنی بر منابع نامعتبر صورت گیرد، معنای نادرستی ارائه خواهد شد که گاه تفسیر آیه را بسیار تحت تأثیر خود قرار می‌دهد.

مفسران برای مراجعه به لغت‌نامه و فهم معنای یک لغت، معمولاً این گام‌ها را طی می‌کنند:

1- انتخاب لغت‌ نامه معتبر

لغت نامه‌های بسیاری برای دریافت معنای واژگان قرآن وجود دارد. این لغت نامه‌ها را می‌توان در دو دسته طبقه‌بندی کرد:

الف) لغت نامه‌های عام عربی

در این لغت نامه‌ها معانی متعدد هر واژه در زبان عربی متناسب با کاربردهای گوناگون آن بیان شده است؛ از میان لغت نامه‌هایی که با این رویکرد تألیف شده است، می‌توان به «العین» نوشته «فَراهیدی» یا «لسانُ العَرب» نوشته «ابن منظور» اشاره کرد.

ب) لغت نامه های خاص قرآنی

در این لغت نامه‌ها تنها به واژگان به کار رفته در قرآن توجه شده و با اشاره به آیاتی که واژه موردنظر در آنها به کار رفته است، با تکیه بر منابع فهم لغت مانند اشعار عرب و کاربرد عرب زبانان، معنای واژه ارائه شده است. از جمله نمونه‌های این نوع فرهنگ‌ها می‌توان به «المفردات فی غریب القرآن» نوشته راغب اصفهانی و «قاموس قرآن» نوشته سید علی اکبر قُرشی اشاره کرد.

2- تشخیص صحیح ریشه لغت

مفسر برای یافتن معنای یک واژه در این لغت نامه‌ها، در ابتدا باید ریشه واژه را تشخیص دهد و بعد این ریشه را به ترتیب حروف الفبا در لغت نامه‌ها پیدا کند؛ سپس با مطالعه معانی ارائه شده از این ریشه متناسب با کاربردهای گوناگون آن، دقیق‌ترین معنا را کشف کند.

بر این اساس تشخیص ریشه لغت به صورت صحیح، نقشی مهم و تعیین کننده دارد و با تشخیص اشتباه ریشه، تفسیر از مسیر اصلی خود دور خواهد شد.

به اولین آیه‌ای که در ابتدای درس آمده است، دقت کنید. به نظر شما ریشه فعل «تَبَّت» چیست؟

با مراجعه به ترجمه‌ها و تفاسیر می‌بینیم که این آیه معمولاً به دو صورت معنا شده است:

  • بریده باد دو دست ابو لهب، و مرگ بر او باد
  • نابود باد قدرت ابولهب، و مرگ بر او باد

برخی مفسران «تبت» را به معنای «بریده باد» و برخی آن را به معنای «نابود باد» دانسته‌اند. ریشه این اختلاف به اختلاف در تشخیص ریشه این کلمه باز می‌گردد.

اگر ریشه آن را «بَتَّ» بدانیم، با مراجعه به کتاب‌های لغت می‌بینیم که این ریشه به معنای «بریدن» است که در قالب نفرین به‌صورت «بریده باد» ترجمه می‌شود؛ در حالی که اگر آن را از ریشه «تَب» بدانیم، این ریشه در معنای «نابود شدن» به کار رفته است که در قالب نفرین به صورت «نابود باد» ترجمه می‌شود.

«ید» نیز در معانی متعددی به کار می‌رود. معنای ظاهری و پر کاربرد آن «دست» می‌باشد، در حالی که در لغت نامه‌ها معنای «نیرو و قدرت» نیز برای آن بیان شده است.

با بررسی دقیق فعل «تَبَّت» در می‌یابیم که این فعل، مؤنث ماضی از ریشه «تب» است، که بر این اساس، مفسرانی که معنای دوم را برگزیده‌اند، معنای صحیحی از آیه ارائه کرده‌اند.

3- تشخیص دقیق‌ترین معنا برای واژه

مفسر در بسیاری از موارد، ریشه واژه را درست تشخیص میدهد؛ اما پس از مراجعه به کتاب‌های لغت و مطالعه معانی یک واژه، دریافتن بهترین و دقیق‌ترین معنا برای این واژه به خطا می‌رود. به دومین آیه دقت کنید.

تعدادی از مترجمان و مفسران، معنای مشهور «ستاره» را برای کلمه «نجم» و معنای «سجده کردن» را برای فعل «یسجد» برگزیده‌اند و آیه را این‌گونه ترجمه کرده‌اند: «ستاره و درخت به پیشگاه خدا سجده می‌کنند».

این در حالی است که برخی مفسران با تتبع در معنای ریشه «نجم» و «سجد»، معتقدند این کلمات در معانی دیگری نیز به کار رفته است. «نجم» به معنای «بوته» یا «گیاه بدون ساقه» و «سجد»، به معنای «تذلل و فرمان‌برداری» به کار رفته است.

دلیل این مفسران معنایی است که برای این دو واژه در «المفردات» بیان شده است. راغب اصفهانی معتقد است این دو معنا برای «نجم» و «سجده» نیز در ریشه ماده لحاظ شده است و حتی درباره «سجده»، معنای اصلی آن را «تذلل» بیان می‌کند.

ترجمه «نجم» به «بوته»، با توجه به اینکه این کلمه به «شجر» یعنی درخت عطف شده است، با فضای آیه سازگارتر است و نیز معنای «تذلل و فرمان‌برداری» برای «سجده» به این دلیل که سجده اصطلاحی را به ذهن متبادر نمی‌سازد، معنای دقیق‌تری است. بر این اساس، آیه به این صورت ترجمه می‌شود:

«بوته و درخت، در مقابل پروردگار خود خاضع و فرمان‌بُردار هستند»

فعالیت کلاسی (صفحهٔ 131 کتاب درسی)

 

حال خود به یکی از لغت نامه‌های قرآن (قاموس قرآن یا المفردات ) مراجعه کنید. ریشه دو واژه «اَیمان» و «ذَنُوب» را در این لغت نامه‌ها پیدا کنید؛ سپس با مطالعه معنای این واژه‌ها، اشکال این ترجمه‌ها را بیان کنید:

فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الکُفرِ إِنَّهُم لَا أَیمَانَ لَهُمْ (توبه، آیهٔ 12)
پس با پیشوایان کفر بجنگید؛ چرا که آنها ایمان ندارند.

فَإِنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِثْلَ ذَنُوبِ أَصحَابِهِمْ (ذاریات، آیهٔ 59)
برای کسانی که ستم کرده‌اند، گناهانی همانند گناهان یارانشان هست.

4- تشخیص معانی اصطلاحی

یکی از نکات مهم در ترجمه یا تفسیر قرآن، توجه به مفاهیم و واژگان اصطلاحی موجود در آیات است. مترجم یا مفسر باید اصطلاحات را از پیش شناسایی نموده و معادل آن را در زبان مقصد پیدا کند و با توجه به آن معادل، معنای آیه را برداشت نماید، از این‌رو ترجمه تحت‌اللفظی از این اصطلاحات اشتباه است و فهم نادرستی از آیه ارائه می‌کند.

به سومین آیه توجه کنید. به نظر شما مراد از «اعراب»، چیست؟ بعضی مترجمان، آیه را به این صورت ترجمه نموده‌اند: «عربان گفتند: ایمان آوردیم؛ بگو: ایمان نیاورده‌اید».

آیا ترجمه «اعراب» به «عربان» یا حتی به خود واژه «اعراب» در زبان فارسی درست است؟

با دقت در تاریخ عصر نزول در می‌یابیم که کلمه «اعراب» به برخی گروه‌ها از بادیه نشینان ـ نه حتی همه بادیه نشینان ـ اطلاق می‌شد و برای آن گروه به اصطلاح تبدیل شده بود؛ گروه‌هایی که در دشمنی با پیامبر از هیچ تلاشی فروگذار نکرده بودند؛ لذا در ترجمه یا تفسیر آن باید به این نکته توجه داشت.

از همین‌رو عده‌ای از مترجمان، آیه را به این صورت ترجمه کرده‌اند: [برخی از] بادیه نشینان گفتند: «ایمان آوردیم»؛ بگو: «ایمان نیاورده‌اید».

از آنجا که کلمه «اعراب» در زبان فارسی امروز، معنایی مشابه «عرب‌ها» دارد و شامل همه عرب زبانان می‌شود، لذا ترجمه «اعراب» به خود کلمه «اعراب» نیز ترجمه صحیحی نیست؛ چرا که مراد آیه، گروه خاصی از اعراب بادیه نشین است.

در چهارمین آیه نیز عبارت «ذا مَترَبَة»، اصطلاح است. این عبارت از دو کلمه تشکیل شده است: «ذا» + «متربة».

کلمه «ذا» وقتی در کنار چیزی قرار می‌گیرد، به معنی «صاحب آن چیز» است. برخی مترجمان از آنجا که می‌خواستند، آیه را به این صورت ترجمه کنند، در ترجمه آن چنین نوشته‌اند: «یا مسکینی صاحب احتیاج»؛ در حالی که هیچ ارتباطی میان کلمه «متربة» و «احتیاج» وجود ندارد.

باید توجه کرد که عبارت «ذا متربة» اصطلاح است که کلمات آن نباید به صورت جداگانه ترجمه شوند، برخی مترجمان با توجه به این نکته، آیه را به این صورت ترجمه کرده‌اند: «یا مسکینی خاک نشین (و زمین‌گیر)».

اندیشه و تحقیق (صفحهٔ 133 کتاب درسی)

 

با توجه به آنچه گذشت، این آیات را به صورت صحیح و روان ترجمه کنید:

إلا أصحابَ الیَمینِ (مدثر، آیهٔ 39)

حَدائِقَ ذاتَ بَهجَةٍ (تمل، آیهٔ 60)

وَ نُقَلِبُهُم ذاتَ الیَمینِ وَ ذاتَ الشِّمال (کهف، آیهٔ 18)

محتوای کلی سوره نازعات

سوره نازعات هفتاد و نهمین سوره قرآن کریم است که مکی و دارای 46 آیه می‌باشد.

رسول خدا فرموده‌اند: هر کس سوره نازعات را قرائت نماید نگه داشتن و حسابرسی او در روز قیامت به اندازه یک نماز واجب طول می‌کشد تا اینکه وارد بهشت می‌شود.

باز ایشان فرموده‌اند: کسی که سوره نازعات را قرائت نماید در قبرش و روز قیامت تنها نیست و این سوره انیس او می‌گردد تا وارد بهشت شود.

امام صادق نیز فرمودند: هر که سوره نازعات را قرائت نماید سیراب از دنیا می‌رود و سیراب مبعوث می‌شود و سیراب وارد بهشت می‌گردد.

درس 9: فهم قرآن در آینه ادبیات عرب (1)